ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
697
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و زهرى [ 1 ] گويد بكّه به باء بر كليهء مسجد و مكّه به ميم بر حرم اطلاق گردد . و ملتهاى گذشته از روزگار جاهليت مكّه را گرامى ميداشتند و پادشاهانى مانند كسرى ( خسرو ) و ديگران اموال و گنجينههاى بسيار بدان ميفرستادند و داستان شمشيرها و دو آهوى زرين كه عبد المطلب هنگام كندن چاه زمزم يافته است معروف مىباشد . و رسول ، ص هنگامى كه مكّه را گشود در چاهيكه در خانهء كعبه واقع بود هفتاد هزار اوقيهء زر يافت و اين مبلغ از ارمغانهايى بوده است كه پادشاهان آنها را براى خانهء كعبه ميفرستادهاند و قيمت زر مزبور معادل دو ميليون دينار و به وزن دويست قنطار بوده است . و على بن - ابى طالب ، ع ، به پيغمبر گفت : اى رسول خدا كاش اين ثروت را براى مصارف جنگ به كار ميبردى ، ولى پيامبر آن را دست نزد . و همين پيشنهاد به ابو بكر گفته شده و او نيز بدان دست نبرد . ازرقى گويد و در بخارى حديثى است كه سند آن به ابو وائل [ 2 ] ميرسد ، گويد : نزد شيبة بن عثمان نشستم و گويد وى نزد عمر بن خطاب نشست و گفت قصد آن كردهام كه در آن ( خانهء كعبه ) هيچگونه زرد ( دينار ) و سفيد ( درهم ) بجاى نگذارم و همه را ميان مسلمانان قسمت كنم . شيبة گفت : تو چنين كارى نخواهى كرد . گفت : چرا ؟ گفت از اين رو كه دو يار تو ( پيامبر و ابو بكر ) چنين كارى نكردند . عمر گفت آنها كسانى بودند كه به ايشان اقتدا مىشود . و ابو داود و ابن ماجه حديث مزبور را تخريج كردهاند . و اين ثروت همچنان بجاى ماند تا هنگامى كه فتنهء افطس پديد آمد و افطس حسن [ 3 ] بن حسين بن على بن على بن زين العابدين بود كه چون در سال 199 بر مكّه غلبه يافت بسوى كعبه شتافت و همهء گنجينههاى آن را تصرف كرد و گفت اين
--> [ 1 - ) ] ابو بكر محمد بن مسلم زهرى معروف به ابن شهاب محدث تابعى است وى از ده تن از اصحاب رسول ، ص ، روايت دارد و در سال 124 درگذشته است . ( لغت نامهء دهخدا ) . [ 2 - ) ] ابو وائل شقيق بن سلمهء اسدى خزيمى ، برخى او را صحابى گفتهاند و بعضى ديگر گويند تابعى است از مردم كوفه و درك صحبت عمر و عثمان و على و معاذ بن عباس و ابن مسعود و ابو هريره و عايشه و غيره كرده است . وفات او بسال 82 يا 89 بوده است ( لغت نامهء دهخدا ) . [ 3 - ) ] از ( 1 ) و ( ب ) در « ينى » حسين بن حسن . و در دسلان حسين بن حسين است و صحيح صورت متن و منظور حسن بن على اصغر بن على سجاد بن حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) است ، رجوع به لغتنامهء ( دهخدا ) ذيل حسن افطس شود .